آقا محمد علي كرمانشاهي

15

مقامع الفضل

مىنويسند ومىگويند از براي تعليم تركيب حروف ، « لام الف » گفته‌اند ، واختيار اين كلمه شايد به جهت اين باشد كه « لا » اوّل كلمهء طيّبهء : « لا إله إلّا اللّه » است ، كه افتتاح اسلام وايمان به آن است ، چنانكه تفسير دو حديث مذكور نيز مشعر به آن است ، پس بنابراين « لا » را گفتند كه معيّن أطفال وجهّال شود بر گفتن كلمهء طيّبه ، وشايد نظر به اين ؛ در مبادى اسلام ؛ زنان « 1 » براي آرام [ نمودن ] وخوابانيدن أطفال « لا إله إلّا اللّه » مىگفتند ، تا به حدّى كه در بعضي از ولايات - كه در أصل عرب بوده‌اند والحال عجم‌اند - در ميان زنان ايشان متعارف است كه مىگويند كه : از براي أو « لا لا » بگو ، و « إلّا اللّه » بگو ، تا به خواب رود . واز اين قبيل است كه : چون مىخواهند كه طفل را بترسانند ، مىگويند : - مثلا - « الولو » آمد - بضمّ همزه وهر دو لام - وآن مخفّف أبو لؤلؤ است ، كه كنية فيروز - غلام مغيرة بن شعبه قاتل عمر بن الخطاب - است ، وچون غالب عجم در مبادى إسلام سنّى بوده‌اند ؛ چنين مىكرده‌اند وتا حال در ميان ايشان باقي مانده ، مثل آنكه شب نيمه شعبان را « شب برأت » مىگويند ، وبه عربى « ليلة الصكاك » مىنامند ؛ وحال آنكه در طريق أهل بيت عليهم السّلام تكذيب آن وارد است « 2 » . [ * 9 ] ونظر به اينكه أبو لؤلؤ عجم بوده ، موجب نفرت عرب از عجم گشته ؛ تا به حدّى كه أطفال عرب تا حال در مقام تمسخر واستهزاء به عجم مىگويند : « عجم عجم لولو وبالخيط مفتول » ، فتأمّل . بلكه عقلا وفضلاى طرفين در مقام تفاخر بر هم كوشيده‌اند ، ودر اين باب به أدلّهء عقليّه ونقليّه متمسّك گرديده‌اند ، وعرب به قرآن وپيغمبر آخر

--> ( 1 ) ه‍ : زنان از . ( 2 ) فضائل الأشهر الثلاثة : 45 حديث 22 ، أمالي صدوق ، 32 - حديث 1 ، عيون أخبار الرضا عليه السّلام : 1 / 263 حديث 45 ، وسائل الشيعة : 8 / 59 حديث 1 .